تکفیر هزاره ها از معاویه تا محسنی

اشاره

مردم هزاره بین سنوات35ـ40هجری در زمان خلافت حضرت علی(ع) به دین مقدس اسلام ومذهب تشیع گرویدند .

در این زمان(جعده بن هبیره المخزومی) که خواهر زاده آن حضرت بود از طرف ایشان به حکومت خراسان منصوب شد

بخاطر رفتار شایسته ونیکوی ( جعده ) مردم شریف هزاره از جان ودل به علی (ع) محبت می ورزیدند امرای غور که وضع را کا ملا انسانی یافتند بدون جنگ وخونریزی سر بر خط فرمان علی (ع)نهاده و به دین مقدس اسلام مشرف شدند .

به پیشنهاد(جعده) حضرت علی (ع) فرمان حکومت غور را به خاندان (شنسب)که امرای قبلی آن سامان بودند صادر فرمود واین فرمان نامه قرن ها در آن خانواده محفوظ بود ومایه افتخار ومبا هات آن دودمان به شمار می آید

1ـقتل عام و تکفیرتوسط معاویه بن ابی سفیان

قوم ومردم هزاره بعد از شهادت حضرت علی (ع) در تاریخ45هجری توسط معاویه متهم به ارتداد شدند وتوسط حکم بن عمر قتل عام شدند

داستان از این قرار است که:پس از شهادت حضرت علی (ع) معاویه بن ابی سفیان دستور داد تا ائمه جمعه وجماعات در تمام منابر ومساجد به ساحت مقدس حضرت علی (ع) لعن ونفرین روادارند واین حکم ناروادر تمام سرزمین ها اسلامی آن روز اجرا می شد واین تنها مردم هزاره بودند که از دستور معاویه سرپیچی نمودند وهر گز حاضر نشدند که به حضرت علی (ع) سب ونا سزا بگویند چنانکه فخرالدین مبارک شاه این داستان را به نظم کشیده است

به اسلام در هیچ منبرنماند             که بروی خطیبی همی خطبه خواند

که بر آل یاسین به لفظ قبیح                 نکردند لعنت به وجه سریح

دیار بلندش از آن بود مصون           که از دست آن نا کسان بود برون

ار این جنس هر گز در آن کس نگفت     نه در آشکارا نه آن در نهفت

نرفت آن در آن لعنت خاندان              از این بر همه عالمش فخر دان

بعد از قتل وکشتار توسط عمال اموی مردم غیور هزاره حاضر به پرداخت جزیه شدند ولی هر گز کسی در آن سامان به حضرت مولا سب ونا سزا نگفت!

بار دوم که مردم هزاره تکفیر وقتل عام شدند دوران عبدالرحمان خان است

که عده کثیری از روحانیون بخاطر رسیدن به جاه مقام وپول مردم هزاره را تکفیر کردند که برای رعایت اختصار به ذکر یک نمونه از این فتوا نامه ها وتکفیر نامه ها اکتفا می شود

ملا فیض محمد کاتب مشهور به کاتب هزاره در سراج التواریخ  چنین می نویسد: چون آتش جنگ هزاره ها بغایت ملتهب گردید وشراره اش پیشی گرفت هوا خاهان دولت را شگفت رویداد. در این وقت میر احمد شاه خان فتوای تکفیر هزاره هعا را صادر کرد وبعینه این کلمات را رقم کرده وبه مهر پادشاهی رسانید که امیر آن را در اطاف واکناف ولایات انتشار داد، چون کفر اشرار هزاره ی دایه وفولاده وزاولی وسلطان احمد وارزگانی وغیره به جایی رسیده که برجمیع غازیان ومسلمانان حکم کفر نموده اند سرکار واعلی در قلع وقمع این بی دینان که اثری از ایشان در آن محال وخلال وجبال نماند واملاک شان در بین اقوام غلجایی ودرانی تقسیم شود . چنین سررشته وتجویز فرموده اند که سپاه نصرت پناه نظامی واولوسی از سمت وجانب مملکت خدا داد افغانستان آن چنان در خاک طوایف یاغیه هزاره جمع شوند که نفری از آن طوایف گمراه جان به سلامت نبرد ورها نشود   وکنیز وغلام از طوایف مذکور به دست هر نفری از اقوام ومجاهدین باشد .

امیر عبدالرحمان از این قبیل فتوانامه از چند روحانی دیگر نیز به دست آورد وبا فرمان نامه های جداگانه برای حکام وعمال خود فرستاد که ثمره اش قتل عام وکوچ اجباری 62 درصد ملت هزاره شد در این باره گفتنی بسیار است که در این مجال نمی گنجد !

بار سوم در تاریخ 22دلو 1371 بعد از قتل عام افشارشیخ آصف محسنی هزاره ها را محارب با خدا دانسته وریختن خون شان را مباح اعلام کرد وخود مفتی قتل عام افشار شد

 

قتل و عام هزاره ها در افشار کابل سال 1371 بعد از تشکیل شورای اهل حل و عقد به وجود آمد این شورا دوباره ربانی را به ریاست جمهوری افغانستان ابقاء کرد و بلافاصله دولت ربانی تبلیغات وسیعی را به نام تامین امنیت شهر کابل و اخراج گروپ های نظامی احزاب به خارج از شهر آغاز کرد که به تاریخ 12/11/1371 عملیاتی تصفیوی را در افشار کابل محل ستاد مرکزی حزب وحدت آغاز کرد و بعد از اتمام عملیات نظامی طی اعلامیه رسمی که از رادیو کابل نشر شد عملیات را بسیار موفقیت آمیز خواند و ادعا کرد که مقر عبدالعلی مزاری را تصرف کرده اند. نتیجه این عملیات که با همکاری و اشتراک هم پیمانان دولت و وزارت دفاع و حزب اتحاد اسلامی سیاف و جمعیت اسلامی وحرکت اسلامی انجام شد، بعد از اتمام عملیات قتل عامی بود که نهادهای بین المللی چون سازمان عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر رسماً دولت ربانی را مسئول این فاجعه و قتل و عام معرفی کردند

" داستان عملیات
تمامی نیروهایی که نهایتاً در جنگ افشارشرکت داشتند، قبل ار شروع حمله در داخل و اطراف کابل مستقر شده بودند. تدارکات اصلی توسط دولت اسلامی افغانستان ، رهبری عملیات های ویژه برای تضعیف دفاع حزب وحدت و استقرار توپ های اضافی برای بمباردمان بود. زیرا که رئیس استخبارات، محمد فهیم تمامی مسوولیت را برای عملیات های ویژه داشت. پرسونل وی با یک تعداد از قوماندان های شیعه اطراف افشار تماس گرفته و تعهد آنها را برای همکاری با حمله دولت اسلامی کسب نمودند.

مهمترین مقر جدید سلاح ثقیله قبل از عملیات، نقطه تپه علی آباد بود. مسعود 23 اسلحه زیو را در آنجا به همراه گروه اعزامی 30 نفره مستقر کرده بود تا مناطق اطراف سیلوی مرکزی، افشار، کارته سه، کارته چهار، و کارته سخی را هدف گیری کنند. اهمیتی که قدرت آتش گروهی و تعداد زیادی از مکانهاییکه از آنجا سلاح های ثقیله استفاده می شد داشت این بود که آنها بزرگی و اهمیت عملیات را نشان دهند. این فقط یک حمله ضربتی و جنگ جزیی نبوده بلکه یک جنگ تمام عیار بوده که دولت اسلامی ذخائر نظامی ترکیبی از دوره ارتش شوروی سابق و مجاهدین را در مقابل اهداف در محدوده پایتخت مستقر کرده بود. تمامی این اهداف در مناطقی قرار داشتند که اول مسکونی بوده و جمعیتی از غیر نظامیان را در برداشته است.

شاهدانی که با نظامیان در زمان عملیات شرکت داشتند، گزارشاتی را در مورد پلان گذاری و هماهنگی نظامی که مسعود قبل از عملیات نظامی انجام داده بود، تهیه نموده اند. گرچه، این نمایی جزیی از برنامه ریزی را ارائه می کند زیرا یک عملیاتی بدین مقیاس می بایست آمادگی های متمرکز را مستلزم داشته است. طبق گفته یکی از شاهدان، قوماندان های ارشد جمعیت به همراه قوماندان های ارشد اتحاد ( شیرعلم و زلمی طوفان ) و مهمترین متحد شیعه بنام سید حسین انوری به علاوه مشاورین نظامی دولت اسلامی افغانستان به ریاست مسعود در قرارگاه-های ارتش در بادام باغ دو روز قبل از عملیات جلسه داشتند. جلسه دیگر در یک خانه مصون استخبارات در کارته پروان، نزدیک هوتل انترکانتیننتال در شب قبل از حمله برگزار شد. مسعود از همین منزل به عنوان اتاق عملیاتی در بیشتر روز استفاده کرد. همچنین یک جلسه ای از قوماندان های اتحاد به ریاست سیاف در پغمان یک روز قبل از عملیات برگزار شد. هدف این جلسه ها آموزش قوماندان های اصلی به نقش آنها در حمله زمینی بود.

قوای دولت اسلامی بمباردمان عمومی را درغرب کابل در شب 10-11 فوریه 1993 به اهداف اطراف انستیتوت علوم اجتماعی و افشار و در بقیه مناطق شیعه نشین شهر شروع کردند. پیشروی نظامیان حدود ساعت 5 صبح 11 فوریه آغاز شد و این زمان به عنوان زمان آغاز همه جانبه جنگ یاد می شود. اولین پیشروی قطعی نظامیان از جانب بادام باغ به بالای تپه رادار، بخشی از پشته افشار بود. نظامیان دولت اسلامی افغانستان بلافاصله نقاط بالای کوه را بدون مقاومت توانستند که تصاحب کنند و پوسته های دفاعی مهم حزب وحدت در آنجا آتش گرفته و تانک های مستقر در آنجا از حرکت بازماندند.

گروه اعزامی بزرگی هم از اتحاد و هم از جمعیت به سمت افشار از سمت غرب پیشروی کردند. نزدیکترین نقطه خط جبهه به هدف اصلی عملیات پلی تکنیک کابل بود. قوای جمعیت در امتداد سرک افشار از کارته پروان و هوتل انتر کانتیننتال به سمت انستیتوت علوم اجتماعی پیشروی کرده و از سمت شرق وارد افشار شدند. قوای دولت اسلامی به امتداد دیگر نقاط خطوط اول جبهه به ویژه قلمرو محصور غرب کابل پیشروی نکردند. گرچه به بمباردمان شدید ادامه داده و قوای فراوانی را برای حفظ تهدید پیشروی مستقر کردند.

به هرحال، ساعت ا بعدازظهر، خطوط دفاعی اصلی حزب وحدت به امتداد ستیغ افشار تحلیل رفته و مواضع آنها در انستیتوت علوم اجتماعی غیر قابل دفاع بود. مزاری و قوماندانهای ارشدش از انستیتوت پیاده فرار کردند. ساعت 2 بعدازظهر قوای دولت اسلامی توانستند که انستیتوت علوم اجتماعی را تصرف کنند و قوایی که از شرق و غرب پیشروی کرده بودند، در افشار یکجا شده و کنترل موثر منطقه را دردست گرفتند. آنها در خوشحال مینه و افشار مستقر شده، ولی پیشروی بیشتری نکردند. نظامیان شروع به امن سازی منطقه کرده، پوسته ها را ایجاد کرده و یک عملیات تلاشی را انجام دادند. این عملیات جستجو یا تلاشی بود که سریعاً یک سری از اعمال جنایت و چور و چپاول را به وجود آورد طوریکه شواهد عینی غیر نظامی ذیل شرح داده اند.

مزاری توانست تا خطوط دفاعی در امتداد کناره خوشحال مینه، پهلوی سیلوی مرکزی و کارته سخی را باز ایجاد کند. بناءً بیشتر غرب کابل را دراختیار داشت. برخی از اهالی افشار، به ویژه آنهایی که بیشترین آسیب را دیده اند، همراه نظامیان وحدت جابجا شده فرار کردند (این عامل به نظر می رساند تا نسبتاً شمار کمتری از جوانان در تلفات در گواهی ها ذکر شده باشد.) گرچه، اکثر جمعیت غیر نظامی افشار در این مکان بودند زمانیکه قوای دولت اسلامی ساحه را تصرف کردند. به خاطر بمباردمان، جنگ شدید و حضور نظامیان وحشی به نظر می رسد که تعداد زیادی از غیر نظامیان قادر به ترک ساحه در روز اول عملیات نبودند. به هرحال، یک هجرت گسترده در شب 11-12 فوریه به وقوع پیوست. زنان و کودکان اکثراً به سمت تایمنی در شمال کابل فرار کردند و در مکاتب و مساجد در چهار راهی اسماعیله پناه گرفتند. برخی از پیرمردان ترجیح دادند تا بمانند و از خانه و دارایی ها محافظت کنند، اما شواهد نشان می دهد که نظامیان اکثراً مردان را هدف توقیف های خود سرانه و قتل عام قرار دادند به عبارت دیگر غیر نظامیان مذکر آزاد نبودند تا منطقه را ترک کنند. اکثر نجات یافتگانی که از افشار فرار کرده اند، از دیدن آوارها و جنازه ها در طول راه شرح داده و بیان داشته اند که آنها بعد از جنگ اصلی گریخته اند. در ختم روز دوم، جمعیت وسیعی از غیر نظامیان افشار را تخلیه کردند و به نظر می رسد که این هجرت رویدادی بود که به طور قاطعانه جنایات علیه غیر نظامیان در منطقه را پایان داد.

در روز دوم عملیات، 12 فوریه مسعود جلسه ای را در هوتل انتر کانتیننتال با تعویق تشکیل داده و در مورد ترتیبات برای امنیت مناطق تصرف شده جدید گفتگو کردند. در این جلسه قوماندان های ارشد دولت اسلامی و اشخاص سیاسی به شمول ربانی، سیاف، آیت الله محسنی، آیت الله فاضل، و جنرال فهیم حضور یافته بودند. دولت اسلامی طلب کرد هیئت وکلای مردم شیعه را و حسین انوری به عنوان قوماندان برجسته دولت اسلامی از جانب غیر نظامیان شیعه تحت فشار بود تا ترتیباتی برای امنیت آنها بگیرد. در این جلسه دستور به توقف کشتار و چور و چپاول داده شد و به روی معاوضه سفرا بین احزاب مختلف برای شناسایی اسیران توافق صورت گرفت. همچنان عقب نشینی نیروهای تعرض کننده ومستقر کردن یک نیروی کوچکتر در مناطق جدید فراخوانده شد. بزرگی و عظمت جنایات واقع شده در دو روز اول عملیات ، قبل از این جلسه، به طور واضح بسیار دیر بود تا از جنایات اصلی جلوگیری شود. همچنین این جلسه به نظر می رسد که در توقف چور و چپاول منطقه بی اثر و بیفایده بود طوریکه ویرانی خانه ها در افشار به طور فزاینده بعد از جلسه رخ داد[13] " .


عاملان فاجعه افشار

 

که عاملین اصلی این ژنوساید ونسل کشی بودند از این قراراند احمدشاه مسعود سازمان دهنده وفرمانده عمومی جنگ ملامحمد قسیم فهیم، رئیس ادارۀ استخبارات حکومت اسلامی، مسئول کشف که دربرنامه ریزی عملیات وجریان آن نقش عمده را بعهده داشت انور دنگر فرمانده جهادی فرقۀ شکردره ملاعزت فرمانده فرقۀ جهادی پغمان محمداسحاق پنجشیری فرمانده لوای جهادی حاجی بهلول پنجشیری فرمانده لوا بابه جلندرپیجشیری فرمانده لوا خنجراحمد پنجشیری فرمانده غند مشتاق لعلی فرمانده کندک بازمحمداحمدی بدخشانی فرمانده فرقۀ قرغه همچنان دراین عملیات محمدیونس قانونی، بسم الله خان، بابه جان، حاجی الماس وگل حیدرنیزسهم ویژه را ایفا نموده اند فرماندهــــان تنظیم اتحاد اسلامی که درعملیات تهاجمی برافشارنقش عمده ایفا نموده اند اینها اند عبدالرب رسول سیاف رهبراتحاد اسلامی، سوق و ادارۀ قطعات عملیاتی خود را به عهده داشت حاجی شیرعلم فرمانده فرقۀ پغمان زلمی توفان فرمانده لوای ۵۹۷ که درکمپنی پغمان موقعیت داشت داکترعبدالله فرمانده غند مربوط لوای ۵۹۷ جگرن نعیم فرمانده غند مربوط لوای ۵۹۷ فرمانده ملا تاج محمدکه دربرنامه ریزی واجرای عملیات سهم داشت فرمانده عبدالله شاه با قطعه مربوطه اش فرمانده خنجربا قطعۀ مربوطه اش، که روزدوم به جبهۀ جنگ درافشارسوق گردید عبدالمنان دیوانه فرمانده غند، با قطعه اش روزدوم به عملیات سوق گردید امان الله کوچی فرمانده غند با قطعه اش روزدوم به عملیات سوق گردید شيرین فرمانده غند با قطعه اش روزدوم به عملیات سوق گردید ملاکچکول با قطعه اش روزدوم به عملیات سوق گردید از حرکت اسلامی محسنی فرمانده حسین انوری فرمانده محمد علی جاوید وفرمانده هادی وشیخ آصف محسنی به عنوان مفتی این اشخاص بزرگترین جنایت را درتاریخ افغانستان مرتکب شده اند ولی جالب اینجا است که این فاجعه هول انگیز ازطرف بعضی ها همیشه به عنوان جنگ گروهی بین حزب وحدت مزاری، شورای نظار،اتحاد سیاف وحرکت محسنی خوانده شده است درحالیکه اگردرست به آن نگرسته شود، مناطقی که درآن نیروهای حزب وحدت قرار داشتند کمترین صدمه را دیده اند. قرارگاه مرکزی حزب وحدت ساختمان دانشکده علوم اجتماعی واکادمی پلیس بود که کمترین ضربه به آن وارد شده بود درحالیکه هیچ خانه ی درمنطقه افشار نبود که زیرضربات توپخانه ی متجاوزین به خاک وخون کشیده نشده باشد. به این اساس میتوان گفت که جنگ باحزب وحدت بزرگترین بهانه ی بود؛ اما درحقیقت این یک طرح پاکسازی وقتل عام هزاره ها بود. آماردقیق تلفات درافشار معلوم نیست ولی تحقیقات ابتدایی که توسط سازمان دیده بان حقوق بشر وعدالت انتقالی صورت گرفته است نشان میدهد که هزاران انسان مظلوم وبی دفاع دراین فاجعه کشته شده اند، نزدیک به 700 زن ودخترجوان تجاوزصورت گرفته وصدها تن گروگان گرفته شده اند. اما ازمنظر نظامی باتوجه به حجم تبهکارانه ی آتش های اجرا شده درسه روز وازسه استقامت توسط این لشکر انتقامجو وچپاولگرنگاه کنیم تعداد قربانیان بیشتر ازاین میتواندباشد که خود مطالعه دقیق وکاملتری میخواهد  ما همیشه یاد وخاطره قربانیان مظلوم وگمنام افشار را گرامی میداریم ومنتظر روزی هستیم که همه جنایت کاران وخوانخواران پای میزمحاکمه عدالت انتقالی کشانده شوند افشار زبان گویای مظلومیت و حق تلفی است نسل کشی در افشار توسط چهره های پلیدی چون سیاف ومسعود پلان گزاری شد ولی توسط شیعیان درباری وخون فروشان مکار چون سیدحسین انوری، سیدمحمدعلی جاوید وشیخ آصف قندهاری عملی گردید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۸۹ساعت 22:11  توسط محمد یوسفی  |