1-آیاشیخ آصف محسنی را شناخته ایم؟

2-برگزاری سالگرد بسیار با شکوه در تهران شهر ری به مناسبت پانزده همین سالگرد شهادت رهبر شهید

3-برگزاری دومین میز گرد دانشجوی(ما ومزاری)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۸ساعت 23:49  توسط محمد یوسفی  | 

مراسم بزرگداشت از پانزده همین سالگرد شهادت رهبر شهید(حضرت استاد عبدالعلی مزاری ره)

ویاران با وفایش در شهر های مختلف ایران

1-شهر اصفهان

مکان -خیابان زینبیه شمالی-ابتدای خیابان عمان سامانی-مسجد حضرت قائم (عج)

زمان-جمعه21\12\88از ساعت2:30الی 6عصر

2 -تهران(دومین میزگرد دانشجوی ما ومزاری ره خوانشی دوباره)

مکان-خیابان انقلاب-خیابان16آذر-باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران -طبقه ی سوم کلینیک16آذر حوزه معاونت فرهنگی ودانشجوی دانشگاه تهران

زمان-چهارشنبه 19\12\88 ازساعت 2:30الی ختم جلسه

3-تهران-شریف آباد

تهران -پاکدشت-بعد از مامازند-شهرک شریف آبادـمجمع ورزشی امام خمینی

زمان-جمعه 21-12-88از ساعت2الی 5عصر

4-قم

مکان-ابتدای چهار مردان - جنب مدرسه ی آیت الله گلپایگانی - مسجد حضرت زین العابدین

زمان - جمعه21-12-88از ساعت2:30الی6عصر

5 -تهران شهر ری

مکان - شهر ری  - میدان نماز- جنب میدان - مسجد جامع ارشاد

زمان - 12-12-88از ساعت 2الی 6عصر

6 -شهر کرمان

مکان - مسجد امام زمان (عج)واقع در چهار راه ابو حامد

زمان - جمعه 21-12-88از ساعت2الی4:30عصر

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند ۱۳۸۸ساعت 20:45  توسط محمد یوسفی  | 

اول از همه فرارسیدن (22حوت )امسال یعنی سال1388

وفرارسیدن پانزده همین سالگرد اسطوره ی مبارزه ومقاومت

عدالت وتقواحضرت استاد عبدالعلی مزاری (ره)رابه همه شما

برادران وخواهران عزیزم تسلیت عرض مینمایم .

به مناسبت سالگردعروج خونین آن پدر دلسوز وفرهیخته وآن اسوه ی

ایثار وفداکاری خواستم مطلبی را دروبلاگم قرار دهم اما این قلم

حقیر وفقیرترازآنست که درباره ی ایشان بتواندمطلب بنویسد نوشتن

وسخن گفتن از ایشان کاریست که باید علما وفضلاونخبه گان جامعه ی

بزرگ هزاره انجام دهند!نوشتن درباره ایشان کاریست که باید باتحقیق

وشناخت ومطالعه ی دقیق زندگی پرافتخاراو انجام گیرد

ولی تصمیم گرفتم شعری رارونویسی کنم نام شاعر را نمی دانم ولی همین

جاازایشان تشکر می کنم

سید وسالار ما یادت بخیر

میر وپرچم دار ما یادت بخیر

ای شهید ابن شهید ای نامدار

ای توآغاز وسرانجام بهار

طایفه بیدار شد تا آمدی

تیغ جوهر دار شد تا آمدی

تیغ جوهردار امابی نیام

بی نیام آماده ی رزم وقیام

رفتی اما فصل رفتن زود بود

گه نه گاهی نیستیت بدرود بود

رفتنت خواب از تن مابرده است

هدیه ی آزدگی آورده است

از پیامت راه وحدت باز شد

فصل مرگ بردگی آغاز شد

وحدت راه پدر پاینده باد

رهروان راه (بابه)زنده باد

                                      مرگ مردان زندگی دیگر است

                                   مرده است آن زنده ای که او نوکر است

پانوشتها

این شعررادریکی از سمینار های مربوط به حضرت استاد ضبط کردم ونام شاعر را ذکر نکردند

که من از شاعر گرانقدر مان از این بابت عذر خواهی می کنم وآرزوی سلامتی برای ایشان را ایزد منان مسلت دارم

ومن ا... توفی


+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۸۸ساعت 23:50  توسط محمد یوسفی  | 

آخوند ملامحمد کاظم درافشانی معروف به صاحب کفایه که با القاب(ارزگانی خراسانی وهروی)

نیز شناخته می شوند ازعلمامجتهدان ودانشمندان نامور جهان اسلام است که آوازه شهرت ومقام علمی وعملی او اقطار وآفاق جهان را درنوردیده وبیش از صد سال است که آراء ونظریات او در حوزه ها ومجامع علمی جهان اسلام ومخصوصا جهان تشیع مطرح ومحورومداردرس وبحث اساتید ومدرسان مشهوروپرآوازه است

ملا محمد کاظم آخوند فرزند ملاحسین ابریشم فروش(1255-1329ق/1839-1911م)درسال1255در هرات متولد شد(اصلیت شان از چوره دره درافشان از توابع ولایت ارزگان افغانستان میباشد)وبه مشهد مهاجرت نمود.وی در مشهدعلوم مقدماتی وسطوح را فراگرفت وسپس راهی سبزوار شد واز ملاهادی سبزواری فلسفه آموخت .پس از آن در سن 22سالگی به تهران رفت ونزدملا حسین خویی ومیرزا اسدالله جلوه به تحصیلات تکمیلی اش در حکمت وفلسفه پرداخت سپس عازم نجف شد ونزد شیخ انصاری وحاج علی شوشتری ومیرزای شیرازی وشیخ راضی نجفی ومیرزا مهدی قزوینی مشغول تحصیل شد ملا محمد کاظم آخوند پس ازفراگیری علوم دینی در نجف وسامرا به تدریس مشغول شد وحدود نیم قرن به تدریس علوم معقول ومنقول پرداخت ایشان را درشیوه ی تدریس وحوزه بزرگ درسی درتاریخ شیعه بلکه درتاریخ اسلام بسیارکم نظیر میدانند

میرزای شیرازی درسال1291قمری حوزه درس خود راازنجف به سامرا انتقال داد آخوند نیز همانند بیشتر شاگردان میرزاهمراه ایشان به سامرا رفت اما پس ازمدتی به توصیه میرزا به نجف باز گشت وبه تدریس پرداخت میرزا آخوند را به فضل می ستود وطلبه ها رابه استفاده از درس او تشویق می کردپس از رحلت میرزا حسن شیرازی آخوند به جانشینی وی و بزرگ ترین مرجع عالم شیعه مشخص گردید وعلما وفضلاازهمه نقاط جهان به سوی نجف روی آوردند ودرمجلس درس وی شرکت می جستند زمانی ملاهادی سبزواری استادش در با ره آخوند گفته بود(وی درآینده درعلم ودانش نابغه خواهد شد وازانوارنبوغ اوهزاران نفربه بزرگی خواهند رسید)براستی که چنین گشت!بعضی ازکتب تاریخی یا رجال اخیر شمار علمای کرسی درس اورا(درطول چهل سال)متجاوز از3000نفر نوشته اند که یک هزار وهشتصد مجتهد وعالم دقیقابه شمارش آمده ومکتوب است که ما دراینجا از شاگردان به نام شان یادی مینماییم!

شاگردان:محمدحسین نائنی.محمد رضا تنکابنی.محمد حسین کاشف الغطاء.سید ابوالحسن اصفهانی.سید حسن مدرس.سیدابوالقاسم کاشانی.آیت الله حکیم.مرحوم خالصی.علامه امین عاملی.علامه شرف الدین عاملی.علامه آقابزرگ تهرانی.آیت الله بروجردی.آیت الله آقانورالدین عراقی.سیدصدرالدین صدر.حاج حسین قمی.محمدعلی شاه آبادی.محمدجوادبلاغی.ضیاالدین عراقی.سیدمحمد تقی خوانساری. سیدعبدالحسین حجت.محمد حسین اصفهانی(کمپانی).سید عبدالله بهبهانی.سید عبدالهادی شیرازی.سید محسن حکیم.سیدمحمود شاهرودی.عبدالکریم حائری.سیداحمد خوانساری.سیدجمالدین گلپایگانی.سید محمد حجت.محمد حجت کوه کمره ای.حائری قمی سید یونس اردبیلی.سیدشرف الدین لبنانی.سیدحسین طباطبای .فیض قمی.کبیر قمی.غروی اصفهانی.میرزا جوادملکی.قاضی طباطبای.آیت الله شهرستانی.مرحوم محلاتی.آقامحسن عراقی.مدرسین یزدی.مدرسین بابلی.وصدهاتن ازبزرگان شیعه ازشاگردان او بودند

آیت الله محمدکاظم آخوند درسخنان بزرگان:آیت الله جوادی املی درخطبه های نماز جمعه قم به تاریخ

19\3\88ازایشان این چنین یاد میکند:مگرعلمای نجف به قداست آنها کسی آمد.مگربزرگان نجف به اعلمیت آنها کسی آمد.این آیت الله محمد کاظم آخوند الان تقریبا یک قرن است که تمام این حوزه های اصولی را قبضه کرده.غالبا شاگردان انهاهم مرجع ممتاز جهانی بودند اگر آسید ابولحسن بود مرجع جهانی بود اگر حاج اقا حسین قمی بودمرجع جهانی بود.آخرین شاگردش آیت الله بروجردی بود که ما دیدیم همه اینها راآخوند خراسانی تربیت کرده.امروز رایج شده که می گویند مرجع جهان تشیع.اما ازدر ودیواراین قم که بگذری خبری نیست ولی برای مرحوم بروجردی غرب وشرق فدای بودند

استاداسدالله جعفری هم درمقاله ی علما منشاءصلاح وفساد امت از ایشان این چنین یاد می کنند

درحالات آخوندخراسانی صاحب کفایه الاصول از عالمان مجاهدوپرچم به دوشان عزت وآزادی آمده است:چون مجلس درس به پایان رسید شیخ (مرتضی انصاری)به من نگاه کرد وگفت آخوندمی بینم که خلی مودب می نشینی؟من سربه زیر افکندم وعبای خود رابیشتربرروی سینه ام کشیدم شیخ دریافت که پیراهن به تنم نیست وقبای خود را پیشتر آورده ام تا گردن خود را بپوشانم که معلوم نشود که من پیراهن ندارم ازکفش ولباس تنها چیزی که داشتم ومی توانستم بگویم که ما لک آن هستم یک قبای پاره بود با یک  عبای کهنه ویک جفت کفش که آن هم ته نداشت وبازحمت پای خود را بالا می گرفتم وبه رویه کفش می چسپاندم که پایم به زمین کشیده نشود ونجس یا کثیف نگردد تا آنجا که یک روز مجبور شدم سه بار پای خود را بشویم ویکی از طلاب به کوشه مدرسه نشسته بود مرا دید وبه حالم رقت کرد وکفش مندرس به من داد در این وقت چنان بود که گویی دنیا را به من داده اند

آنروزهم شیخ انصاری پس از مجلس درس از برهنگی من آگاه گردیده فهمید که پیراهن به تنم نیست امر کرد پیراهنی به من دادند.....چهل سال نه گوشت خوردم ونه آرزوی گوشت داشتم وتنها خوراک من فکر بود وبا این زندگی را ضی وقانع بودم وهیچ گاه نشد سخنی یاد کنم که گمان کنند از زندگی خود ناراضی هستم

آثارآیت الله محمد کاظم آخوند

مرحوم آخوند یکی از بزرکترین ارکان علم اصول بود وکار سی ساله علما را با اثر گران سنگ خویش

(کفایه الاصول)به سه سال تبدیل نمود این کتاب مانندرسائل ومکاسب در ردیف کتب درسی علمای اعلام است البته ایشان تالیفات زیادی دارند از جمله:

1حاشیه ای بسیار عالمانه برمکاسب استادش(شیخ انصاری)

2شرح وتعلیقه ای بر منظومه دیگر استادش (ملاهادی سبزواری)

3حاشیه ای بر اسفار(صدر المتالهین شیرازی) که می گویند نسخه اش در استان قدس رضوی وجود دارد

4رساله زیبا وسنگین(دماءثلاثه)

5دررالفوائد فی شرح الفرائد

6الفوائد الفقهیه والاصولیه

7تکمله التبصره

8شرح تکمله التبصره

9الاجتهاد والتقلید

10کتاب فی الوقف

11کفایه الاصول

که البته مهمترین تالیفات ایشان همان(کفایه الاصول)میباشد که اکنون در دوره های عالی حوزه تدریس میشود واز موجز ترین ومنقح ترین ومرتب ترین رسائل وکتب اصولی مسلمانان است صد ها نفر از شاگردان آخوند تقریرات فقه واصول ایشان را نوشته اند که بسیاری از آنها هنوز موجود می با شد وبسی شایسته است که لا اقل یک دوره کامل از فقه ایشان چاپ شود

پانوشتها

درافشان به صورت(درمشان)نیز آمده است ودر اطراف ناوه میش موقعیت دارد

1محمد اکبری علامه.مقاله ی شخصیت فرا موش شده

2دانشنامه ی آزاد (ویکی پدیا)

3دائرةالمعارف بزگ اسلامی

4آیت الله جوادی آملی خطبه ی نماز جمعه قم19\3\88

5استاد اسدالله جعفری مقاله ی علما منشاءصلاح وفساد امت

6سایت مطالعات وپژوهشهای سیاسی ایران

7سایت سر گذشت نیکان

8سایت سلام هزاره ها وبحران هویت(گفت گو با استاد ابوطالب مظفری)

9آیت الله محمد حکیم صمدی مصاحبه با نشریات

10سید عسکر موسوی هزاره ها افغانستان

11استاد حاج کاظم یزدانی پژوهشی در تاریخ هزاره های افغانستان205ص

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۸۸ساعت 0:46  توسط محمد یوسفی  | 
در روز های آینده سعی خواهم کرد که به اندازه توانم در باره آن فقیه عالی قدر حضرت آیته الله محمد کاظم آخوند خراسانی(ارزگانی)مطلب هر چند دست دوم تهیه کنم

ما کم کم داریم فرا موش می کنیم که آخوند خراسانی افغانی بودند

در ضمن اگر در باره ایشان معلومات داریددریغ نفرمایید

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند ۱۳۸۸ساعت 0:54  توسط محمد یوسفی  | 

توهین دولت ایران به ملت هزاره

آری خبر گزاری ایران در فیلم جنایات ریگی هم به ملت هزاره توهین نمود و هم

به شهدای افشار با شهید کردن آن ها بدست گروهک تروریستی ریگی وهم آبروی

حرفه ای خودش را برد                                                                                قضیه از این قرار است که چندی قبل عبدالمالک ریگی سر دسته به اصطلاح گروهک

تروریستی ریگی را دستگیر نمودند وفورا فیلم جنایات ریگی رابه نشر سپردند در این فیلم

اجساد کفن پوشی را مشاهده می کنید که مربوط به شهدای مردم هزاره در فاجعه افشار است

که در ثانیه های 16تا22قابل مشاهده است ودر گوشه سمت چپ آن به انگلیسی نوشته شده است

Hezb e wahdatکه کاملا معلوم می کند که این فیلم مربوط به حزب وحدت اسلامی افغانستان می با شد

ما این حرکت غیر مسؤلانه وبی حرمتی مسؤلان ایرانی را به ساحت مقدس شهدای ملت هزاره ی افغانستان را محکوم می کنیم وخواهان پاسخگویی مقامات ایرانی ومسؤلین شبکه خبرIRINN

هستیم !

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اسفند ۱۳۸۸ساعت 22:35  توسط محمد یوسفی  | 

حدود یک هفته از شروع آمایش چهار می گذرد ومن تصمیم گرفتم برای اطلاع رسانی به مهاجرین مقیم تهران این مطلب را در وبلاگم قرار دهم

در آمایش چهار برخلاف آمایش سه نیازی به پرداخت عوارض نیست وفقط

هر نفری 4200تومان هزینه ی صدور کارت دریافت میگردد که باید مبلغ2000

تومان آنرا به شماره حساب0106391343008بانک ملی شعبه اسکان کد271 بنام شتکا

ومبلغ 2200تومان انرابه شماره حساب2171131239006بانک ملی بنام

خزانه داری واریز نمایید(توجه مبالغ بالا به ازای هر نفر می باشد)

ومثل هرسال نوبت بندی طبق شماره آخر کد خوانوار نیز پابر جاست و

اردوگاه سلیمانخانی نیز مثل همیشه شلوغ ونا منظم

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اسفند ۱۳۸۸ساعت 23:36  توسط محمد یوسفی  | 

بسم رب الشهدا و الصديقين

بيانيه ستاد مردمي پانزدهمين سالگرد شهادت رهبر شهيد (ره) و ياران باوفايش( مهاجرين افغانستاني مقيم ايران،تهران)

22حود۱۳۷۳(ه.ش)برابراست با شهادت مرد از تبار محرومين،فرياد گر عدالت اجتماعي و وحدت ملي رهبر شهيد استاد عبدالعلي مزاري و جمعي از يارانش،در چنين روزي وي دريك توطئه بين المللي و طراحي شده به دست پاسداران جهل،تعصب و خوشونت به شهادت رسيد. اكنون كه پانزده سال از آنروز غمبار مي گذرد،مردم افغانستان به عنوان وظيفه ملي ياد و خاطره آن را گرامي ميدارند.

رهبر شهيد در طول حيات پربارش درمقاطع حساس،گام هاي بلندي درجهت دفاع از اسلام حاكميت ملی،عدالت اجتماعي تماميت ارضي و اسقلال كشور برداشت،در دوران جهاد سلاح افتخار بر دوش كشيد و دوشادوش مجاهدين در ميدانهاي جنگ و خطر گام نهاد و همچون ستاره پرفروغ بر اُفق جهاد ملت افغانستان فروزندگي داشت و هدايت گر مسير جهاد در پيچ وخم هاي انقلاب و مبارزه بود.

بعد ازپيروزي مجاهدين وتشكيل دولت موقت در پاكستان،رهبر شهيد با نظر داشت اين واقعيت كه بناي حاكميت در طول تاريخ افغانستان بر كتمان وانكار هويت اقليتهاي قومي،مذهبي استوار بوده است و از اين نگرش رنجها وزيان هاي جبران ناپذیر بر جامعه افغانستان تحميل گرديد است، طرح وحدت ملي را در سايه عدالت اجتماعي مطرح نمود و بر اين باور بود كه افغانستان در صورت به سمت ثبات و آرامش پيش ميرود كه همه مردم اين كشور به تناسب نفوس ،لياقت و شايستگي شان درساختار حاكميت،خود را سهيم بداند .

اما  متأسفانه آنانی كه بر انديشه حذف و انحصار پاي مي فشردند و بر مركب قدرت سواربودند،راهكار اصولي رهبر شهيد درجهت برون رفت از چالشهاي فرا روي ملت افغانستان را بر نتافته و متاثر از همين رويكرد جنگهاي خانمانسوزي را برمردم تحميل نمودند.در مدت سه سال جنگ تحميلي علي رغم فشار هاي سياسي و نظامي،رهبر شهيد از راهبرد اصليش دست بر نداشت و سهيم سازي همه اقوام ومليتها را در قدرت يگانه راه حل بحران افغانستان مي دانست و همواره اعلام مي داشت كه معضل افغانستان راه حل نظامي ندارد و ميبايست تمام طرفهاي سياسي وقومي كشور عدالت اجتماعي را قبول كند وبه حقوق شايسته تمام اقوام واحزاب سياسي پايبند باشند .

اما مرگ آفرينان تاريك انديش و حاميان خارجي شان با شناخت جايگاه رهبر شهيد او را از جامعه افغانستان گرفت،اما غافل از اينكه شهادت او موج نيرومندي ازبيداري را در جامعه افغانستان ايجاد خواهد كرد و ديري نگذشت كه مردم افغانستان وجامعه جهاني با روشن شدن ماهيت گروه طالبان به حاكميت قرون وسطاي اين گروه بد نام و خشونت طلب پايان داند.

اما متأسفانه اكنون بعد از آنهمه بدنامي كه گروهك طالب داشت باز بادارانش به سوراغ او ميرود و دست همكاري ميدهد .

در پایان ما جمع از ستاد مردمي پانزدهمين سالگرد شهادت رهبر شهيد (ره) وياران باوفايش،ضمن گراميداشت ياد رهبر شهيد(ره) اين اقدام دشمنان وطن را محكوم ميكنيم  

ستاد مردمي پانزدهمين سالگرد شهادت رهبر شهيد (ره) وياران باوفايش (مهاجرين افغانستاني مقيم ايران ، تهران )
نوشته شده در  88/12/22ساعت 13:0  توسط عبدالعظیم ابراهیمی  | 
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند ۱۳۸۸ساعت 0:37  توسط محمد یوسفی  | 


بیزار از طیلایی کی گشه بچقنه:
چیزی که باعث رنج و عذاب شود سزاوار ترک است هرچند ارزشمند مانند طلا باشد. مثل را به قصد بیزاری جستن از اموال یا اقوام و آشنایان دردسر آفرین به کار برند.
جنگل تر و خوشک دره:
در اجتماع همه نوع آدم وجود دارد.همه خوب یا بد نیستند،مثل را به عنوان تسلی بخشیدن به کسی به کار می برند که از وجود فرد نابابی آزرده شده باشد.
خدا از موی سفید شرم موکونه:
خدا به پیران ارج و احترام قایل است،چنانکه اگر رو به درگاهش آورند و در حق کسی دعا یا نفرین کنند،رد نمی کند.پس نباید پیران را سبک شمرد و از کنار آنان بی تفاوت گذشت.مثل را وقتی به کار برند که مسأله ارج و احترام پیری در میان باشد.مثلاً وقتی پیری شفیع و واسطه در امری شود،برای اینکه شفاعتش را بپذیرند،این مثل را به کار برند.
کم بخور نوکر بیگیر:
توصیه به بزرگ منشی می کند.حتی اگر قدرت و توانایی کافی نداری از خرج خودت کم کن و نوکری برایت استخدام کن تا شخصیت است پیش دیگران بالا برود.
بوز د پای خو اوزویه،میش د پای خو:
هرکس سرنوشت مخصوص خود به خود را دارد.عاقبت کار هرکس جداست.کس بار گناه دیگر را نمی کشد.مثل از صحنه آویزان بو.دن لاشه های احشام در سلاخ خانه ها اخذ شده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند ۱۳۸۸ساعت 0:35  توسط محمد یوسفی  | 

     روح الله حسنی، یکی از هنرمندان کم سن و سال، ولی با انگیزه است، که از 2007 میلادی بدینسو نقاشی را تمرین می کند. وی را میتوان از جمله هنرمندانی دانست، که در ضمن تلاش بر هرچه زیبا و هنر مندانه ترسیم نمودن اثرهایش، دوست دارد، که اثرهایش پیام های بزرگ نیز داشته باشند. نقاشی نمودن را عشق خودش و ترسیم نمودن آثار باستانی  هزارستان را وظیفه اش می داند. اکثر از اثرهایش، نقش های درست شده توسط، اسلاف خودش است، که در گذشته خلق شده اند. نقاشی از بامیان، تندیس های بودا و چهره های مردم خودش را از همه بیشتر می پسندد.

     تا هنوز روح الله حسنی اثرهایش را در چهار نمایشی، که از طرف انجمن نقاشان غلغله برگزار شده، گذاشته است. و نیز امسال ،دومین سالی است، که اثرهایش را در رقابت بین المللی نقاشان سراسر جهان "ریور آف دی ورد" فرستاده است. وی از تشویق مردمش رضایت دارد. تشویق مردمش را بهترین انگیزه برای ادامه راهش می داند.

     روح الله حسنی خودش را از نسل بزرگترین هنرمندان جهان می داند. به گفته وی گذشتگان ما تندیس های عظیم بودای بامیان، شهر غلغله، شهر ضحاک و گنجینه های هنری بزرگ دیگر را در هزارستان و سراسر جهان پدید آوردند. اثر های که توسط نیاکان ما پدید آمده اند، اگرچه توسط دولت های فاشیستی چندین بار بصورت دقیق و پلان شده تخریت گردیدند، ولی با آنهم همان مقدار اندک از آنها، که باقی مانده است، جهانیان را به تعظیم وا می دارد. همانگونه که نیاکان ما با هنر زندگی شانرا زیبا و در شکل گیری تمدن گذشته و امروزی سهم گرفتند، ما نیز چون از نسل آنهایم، باید راه آنها را ادامه دهیم. ما باید بدون آنکه در انتظار کسی بنشینیم، سرزمین خود را دوباره مثل گذشته به مرکز فرهنگ و تمدن جهان مبدل سازیم.

     روح الله حسنی دوست دارد، که نقاشی هایش پیام خودباوری، انگیزه دهی ویاد آوری از دست آوردهای گذشتگان خودش را داشته باشد. وی می خواهد توسط نقاشی هایش، مردمش را به جهانیان بحیث یک ملیت فرهنگ دوست، خلاق، هنرمند و صلح دوست معرفی کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند ۱۳۸۸ساعت 0:32  توسط محمد یوسفی  | 


ارسال شده توسط Güney Türkistan در 18/01/2010

1 Votes
Quantcast

ظاهــرشــاه: مــن از قبیــلۀ بنیــامین یهــودی هســتموزارت خارجۀ اسرائیل تائید نموده است که دولت اسرائیل تحقیقات گستردۀ را جهت شناسائی قبایل پشتونهای افغانستان و پاکستان که اصلیت یهودی دارند آغاز نموده است.

سخنگوی وزارت خارجۀ اسرائیل به روز جمعه 15 جنوری 2010 به روزنامۀ لوفیگاروی فرانسه گفته است: دولت اسرائیل تحقیقات گستردۀ را جهت شناسائی قبایل پتان در افغانستان و پاکستان که یکی از ده قبیلۀ گمشدۀ یهودی اند از طریق تمویل مرکز تحقیقات ملی ممبی در هند رسماً آغاز نموده است.

وی می افزاید از اینکه در شرائط کنونی گشایش چنین مرکز تحقیقاتی در افغانستان و پاکستان امکان نداشت، ما تصمیم گرفتیم که این تحقیقات را در هندوستان که اکثراً میزبان پشتونها می باشد راه اندازی نماییم. قرار است که این تحقیقات از سه ماه الی یک سال کامل را در بر بگیرد… تحقیقات ما قبلا در بخشهای (ریشه یابی تاریخی، رسوم و عنعنات و تقارب در زبان) تکمیل گردیده است.

بناً این مرکز این بار نتائج تحقیقات خویش را از آزمایشات خون (دی ان ای) به دست خواهد آورد. تا کنون هزاران سی سی خون از قبایل پشتون افغانستان در منطقۀ مالهباد ولایت اتوراپردیش در شمال هند جهت آزمایشات جمع آوری شده است…

بنا بر اظهارات سخنگوی وزارت خارجۀ اسرائیل، از لحاظ بیولوژی کارشناسان بیولوژیک اسرائیل تمام تلاش خودشان را به کار بسته اند تا ارتباط ژنتیکی میان پشتونها و یهودیان را به اثبات برسانند تا اینکه به این طریق مؤرخان اسرائیلی را یاری کنند که گویا پشتونها در اصل از ریشۀ یهودیان واسرائیلی ها اند. در این باره کارشناسان بیولوژی اسرائیلی در مرکز تحقیقات ملی ممبی از لحاظ ژنتیکی میان اسرائیلی ها و افرادی از قبایل پشتون آزمایشاتی را انجام خواهند داد و با توجه به نتایج این آزمایشات که گویا پشتونها از لحاظ ژنتیکی نزدیکترین ملت به یهودیهای سفاردیم (یهودیهای شرقی) می باشند و به این طریق می خواهند ثابت کنند که پشتون و یهودیان از یک نژاد هستند.

روزنامۀ لوفیگارو در ادامۀ گزارش خود می افزاید: از مدتها قبل واضح بود که قبایل پشتون که در جنوب و جنوب شرقی افغانستان و در غرب و شمال غربی پاکستان زندگی میکنند همه از یک نسل اند و مربوط به قبایل گمشدۀ یهودی میباشند. این روزنامه می افزاید: همنوای کامل در رسوم و عنعنات، نحوۀ پوشیدن لباس، عادتهای خوانوادگی و امورات فرهنگی وجود دارد که این همه بیانگر این است که پشتونها این همه را از اجداد یهودی شان به ارث برده اند.

این اولین بار است که وزارت خارجۀ اسرائیل رسماً تائید میکند که تحقیقاتی گستردۀ را در راستائی شناسائی اصلیت یهودی پشتونها آغاز نموده است که با این کار خود بر عمل کرد سازمانهای غیر دولتی یهودی که از سالیان درازی در جستجوی قبایل گمشدۀ یهود در قرن هشتم قبل از میلادی فعالیت داشتند مهر صحه گذاشت.

مؤرخین اسرائیلی میگویند: موسی علیه السلام حین خروج از مصر با دوازده قبیله از قبیلۀ بنی اسرائیل خارج شده و در فلسطین مسکن گزین شدند که این دوازده قبیلۀ بنی اسرائیل به نامهای (بنیامین، روبین، لاوی، یهودا، جاد، اشیر، زبولون، ساعر، یوسف، نفتالی، دان و شمعون) یاد می گردیدند و از این جمله دو قبیلۀ آنها (بنیامین و یهودا) در جنوب فلسطین جا بجا شده که یهودیان امروزی از نسل آنها می باشند ولی متباقی ده قبیلۀ دیگر در شمال فلسطین جا بجا گردیدند که بعداً از آنجا به مناطق دیگر مهاجر شدند که سپس به نام قبایل گمشدۀ یهودی مسمی گردیدند.

روزنامۀ لوفیگارو در تحلیل خود راجع به این مسئله میگوید پشتونهای افغانستان اکثریت در میان سایر قومیت های مطرح در افغانستان می باشند، همچنان نظریۀ اصلیت یهودی آنها در منطقه و در میان مردم به سطح قابل ملاحظۀ منتشر شده است، ولی تا هنوز کدام مطالعۀ علمی دقیق که ثابت کند که پشتونها در اصل یهود اند صورت نگرفته است اما اکثریت پشتونها ایمان دارند که آنها اصلیت یهودی دارند. حتی اخرین پادشاه افغانستان، ظاهر شاه، در جواب خبرنگار ایتالیائی در بارۀ نسبش گفته بود که من از قبیلۀ بنیامین یهودی هستم.

سایت انترنیتی شبکۀ خبری العربیه نیز به بررسی این مسئله پرداخته و گزارش داده است که اسرائیل تلاش دارد حوالی 15 ملیون پشتون افغانستان را دوباره به دین آبائی شان – یهودیت – برگرداند که متاسفانه تا هنوز تعداد از قبایل پتان را یهودی ساخته و آنها را به اسرائیل مهاجرت داده است.

همچنان این شبکۀ معتبر عربی زبان گزارش میدهد که در دهۀ هفتاد و هشتاد قرن بیستم سازمانهای یهودی فعالیتهای چشمگیری را در جهت کشانیدن قبایل پشتون افغانستان به آئین یهودیت از طریق استخدام و تربیۀ جوانان پشتون در بیروت، پایتخت لبنان و برخی کشور های غربی راه اندازی نموده بود. این شبکۀ خبری به نقل قول از برخی رسانه های اسرائیلی گزارش میدهد که سازمانهای یهودی توانسته اند برخی دانشجویان افغان در آن زمان (مانند زلمی خلیل زاد، اشرف غنی احمد زی و انوارالحق احدی) در بیروت را به دین یهودیت برگردانند. البته این دانشجویان کسانی بودن که بعدها پستهای مهمی را در حکومت کرزی به دست آوردند و زلمی خلیلزاد نیز شناخته ترین دپلومات امریکائی افغانی الاصل در افغانستان، عراق و سازمان ملل متحد ایفای وظیفه نموده است که خانم یهودی دارد.

این سه تن از نخبه گان تحصیل کردۀ پشتون وظیفه گرفتند تا حس نشنلیستی پشتون ها را تقویه نموده و بعد برای پشتونها توضیح دهند که اصلیت آنها یهود اند و باید به اصل خویش برگردند. این جوانان در ابتدای گرایش خود به دین یهودیت بیشتر احساساتی بوده و تلاش داشتند که به طور آشکار دست به فعالیت زنند ولی بنا بر تجارب سازمانهای یهودی و مطالعۀ آنها از اوضاع منطقه به آنها تعلیمات داده شد که باید از مهارت خود کار گرفته و مطابق برنامه های که برای شان داده میشود رفتار کنند. آنها باید اوضاع منطقه را دقیق ارزیابی کنند. آنها باید بدانند که درموقعیت بسیار حساس قرار دارند، آنها در میان دشمنان سرسخت یهودیت (ایران، پاکستان و عربستان سعودی) قرار دارند. اگر آنها با همکاری اسرائیل و برخی سازمانهای غیر دولتی یهودی دست به فعالیت آشکار زنند به زودی از طریق دشمنان اسرائیل و یهودیت در ایران، پاکستان، عربستان سعودی و حتی اقلیت های قومی غیر پشتون درافغانستان سرکوب میشوند. همین بود که آنها رسماً گرایش خود به دین یهودیت را اعلان ننموده ولی فعالیت های عمدۀ را در این بخش مخصوصاً در قسمت تقویۀ حس نشنلیستی پشتونها و داعیۀ برتری آنها از سایر اقلیت های قومی در افغانستان انجام داده اند.

همچنان چندی قبل سایت عربی زبان القدس العربی، چاپ لندن، در مصاحبۀ با داکتر جعفر هادی حسن، نویسندۀ برجستۀ جهان عرب و پژوهش گر مسایل یهود و یهودیت (دارندۀ درجۀ دکترا از دانشگاه مانچستر بریتانیا در یهود شناسی و نویسندۀ کتابهای فرقة الدونمة بین الیهودیة و الاسلام، فرقة القرائین الیهود، الیهود الحسیدیم و پیدایش، تاریخ، عقاید، فرهنگ و عنعنات یهود) به مسلمانان و عربها هشدار داده بود که متوجه باشند که اسرائیل به زودی افغانستان را توسط قبیلۀّ پتان تحت اشغال خود در خواهد آورد.

وی در مصاحبۀ خود می گوید: پروسۀ یهودی سازی قبیلۀ پشتون در افغانستان از چندین دهه بدینسو جریان دارد و ما شاهد روزی خواهیم بود که رسانه های خبری گزارش گرویدن ملیونها تن از پشتونهای افغانستان به آئین یهودیت را در اثر تلاشهای همه روزۀ اسرائیل به نشر خواهند رساند. تعداد زیادی از سازمانهای غیر حکومتی در اسرائیل همین اکنون مصروف جستجوی قبایل گمشدۀ خود اند. آنها میگویند که قبایل گمشدۀ یهود در قرن هشتم قبل از میلاد توسط آشوریها اسیر گردیده و بعد در سراسر جهان پراگنده شدند ولی هنوز آنها عادتهای یهودی خود را حفظ نموده اند. از جمله عادتهای یهودی: تندروی، تعصب، نژاد پرستی (پشتونوالی) عدم احترام به حقوق زن، به فروش رسانیدن زنها، خشونت قبیلوی، به نکاح در آوردن خانم برادر بعد از مرگ وی، علاقمندی به قتل و کشتار، حفظ آداب و سنت های گذشتۀ خود از قبیل لباس، کلاه جالی، رقص عنعنوی مردان در مراسم خوشی (اتــن) و برتری طلبی قومی می باشد که درمیان قبایل پشتونهای افغانستان هنوز حفظ گردیده است.

این پژوهشگر عرب می افزاید: سازمانهای یهودی از گذشته های دور سرگرم جستجوی قبایل گمشده اند، آنها قبایل گمشدۀ خود را در افغانستان، ایران، چین، هند و امریکائی جنوبی جستجو میکنند. تا کنون طبق آمار آنها قبایل پشتون در افغانستان و پاکستان شناسائی شده اند که اصلیت آنها یهود اند و بحث بالای کشورهای دیگر جریان دارد. اسرائیل با بهانۀ دریافت قبایل گمشدۀ خود میخواهد اسرائیل کبرا را از رود نیل در مصر الی دریای فرات در عراق که پلان ستراتیژِیک آن کشور است تشکیل دهد. یکی از حاخامهای (رجال دین) یهود بنام آبیحل در کتاب خویش تحت عنوان قبایل گمشده میگوید که تعداد آنها به 100 ملیون نفر خواهد رسید.

داکتر جعفر هادی حسن در ادامه می افزاید: اسرائیل نهایت تلاش دارد تا قبیلۀ پشتون در افغانستان را که نفوس آنها تقریبا 15 ملیون تن می باشد به دعوای اینکه اصل آنها یهود اند به آئین یهودیت برگرداند. تا کنون ده ها نهاد وسازمانهای یهودی تماسهای متعددی با سران قبایل و رهبران پشتون که در دو طرف مرز افغانستان و پاکستان قرار دارند انجام داده اند وهمچنان ده ها جلد کتاب یهودی را به زبان پشتو ترجمه گردیده و در آنها از اصالت یهودیت پشتونها و خصوصیت یهودی آنها توضیح داده شده است. همچنین در این کتابها توضیح داده شده است که پتانها نسب شان بر میگردد به (افغان بن شاوول) که در تورات از شاوول منحیث اولین پادشاه یهودی در سرزمین فلسطین نامبرده شده است. باید یاد آور شد که سازمانهای یهودی (مانند سازمان عامی شاب – بازگشت ملت) توانسته اند عدۀ از افراد قبیلۀ پشتون را به دین یهودیت برگردانده و آنها را به اسرائیل مهاجرت نمایند که این افراد به مرور زمان اقارب و خویشاوندان خویش را نیز به یهودیت دعوت نموده و آنها را به اسرائیل مهاجرت خواهند داد. و همچنان عدۀ دیگر از تکنوکراتهای پشتون که مخفیانه به یهودیت گرویده اند هنوز در افغانستان فعالیت دارند.

حسیب الله افضل / شهر اوتاوا – کانادا

خــــاوران


+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند ۱۳۸۸ساعت 0:28  توسط محمد یوسفی  | 

14سال است که دشمنان دین و ایمان مردم افغانستان بزرگ مرد تاریخ را از مردم افغانستان گرفتند و در سایه حیله و نیرنگ او را به شهادت رساندند. شهادت مزاری گرچه که داغ بزرگ بر پیکر جامعه افغانستان محسوب می شود , امّا خدای جلیل همیشه مردان بزرگ را بسوی خودش با لباس رنگین دعوت می کند.

مزاری چهره تابناک تاریخ و عصّاره تلاش قومی بود که بعد از 300 سال محرومیـت برای احیایی حق قوم خود و سایر مظلومین در افغانستان قیام نموده و شجاع مردی بود که با پذیرفتن مسؤولیت سنگین رهبری توانست با صداقت و راستی فریاد مردم خویش را به گوش جهانیان برساند.

 امروز اگر فرزندان هزاره وارد صحنه های زندگی بر محور دانش و کمال شده اند را , باید پذیرفت که در سایه اقتدار رهبری رهبر شهید بوده و یقیناً اگر استاد شهید مزاری بر نمی خواست و برای احیایی حقوق قوم خود قیام نه می کرد هزاره ها مانند گذشته در لابلای تاریخ خاموش می ماند.

سالگرد شهادت استاد مزاری را گرامی داشته و درود و رحمت خدا به روح پاک و مطهّر  او , و ایمان داریم که شهادت او تهداب جنبیش جدیدی را در جامعه هزاره و سایر اقوام در افغانستان ایجاد و به خفتگان این درس را داد که باید بر در و دیوار دشمن یورش برده و فریاد بر آورد که حق گرفتنی می باشد.

داشتن ثروت دنیا در سایه ذلّت و ذبونی جز افتادن در لجن و مردابی بیش نیست و آنانیکه دنیایی خویش را بر منافع قوم ترجیح میدهند بدانند , که مردگانی بیش نه می باشند , زیراکه اراده و شجاعت انسانی خویش را قربانی هوا و هوس دنیا نموده و ناجوان مردانه در رکاب دشمنان خویشند و چنین افراد مردگانی متحرّکی اند که شاهد مظلومیت قوم خویش هستند امّا در قبال آن خاموش.

حال: سوالی مطرح است و آن اینکه , شخصیت بزرگ اسلامی و ملی ما استاد عبدالعلی مزاری در اثر بد ترین حسادت , و کینه ی درونی کثیف ترین چهره ها در تاریخ افغانستان به شهادت رسید , آیا فرزندان قوم عاری از احساسات این توان را دارند که درک کنند , چرا استاد مزاری را این همه مظلومانه به شهادت رساندند؟

و براستی علت و عوامل شهادت آن مرد تاریخ در افغانستان چبست؟

کینه های دیرینه دشمنان دین و ایمان مردم افغانستان با چهره های شناخته شده و مخصوصاً با هزاره ها در افغانستان در طول تاریخ چرا؟

عبدالعلی مزاری در افغانستان برای مردم خویش چه می خواست و چرا خواسته های او در کام دشمنان دین و ایمان مردم افغانستان تلخ بود؟

دشمنان اسلام و امت اسلامی با شناخت کامل از استاد شهید مزاری , او  را سد و مانع برای خویش میدانستند و لذاست که مظلومانه او را به شهادت رساندند , در قبال آیا فرزندان قوم مزاری را آنطور که باید بشناسند و راه او را عاقلانه ادامه دهند شناخته اند؟

اگر در این زمینه جواب مثبت است پس چه باید کرد که مزاری وار برای احیایی حق خویش در صحنه ماند و تا انتها در مقابل بیداد گران تاریخ مبارزه نمود؟

استاد مزاری را پذیرفتن و مزاری را دوست داشتن کاریست آسان , امّا مزاری شدن کاریست بسیار دشوار زیراکه مزاری برای احیایی حق قوم خویش هر آنچه که داشت قربانی نمود , آیا می توانیم که مانند استاد شهید مزاری روزی ما نیز اسوه و الگوی قوم خویش باشیم؟

دشمنانش ما با اعتراف از شجاعت و رادمردی استاد شهید اظهار داشته اند که مزاری جز درد قوم و رنجهای مردمش را بیش با خود نبرد , زیراکه آنها مزاری را می شناختند و میدانستند که مزاری کیست؟ و اهداف والای او در جهان افغانستنان بر کدام محور و اهداف استوار است؟

پس مردم عزیز و جوانان هزاره بیاید که مزاری وار برای رسیدن به اهداف والای خویش تلاش کنیم و عاشقانه برای پیشرفت و کمال بر محور راه مزاری و دین و ایمان مزاری در جامعه خویش بکوشیم و بخدا قسم اگر در پیرامون رسالت انسانی خویش بیندیشیم هیچ راه وجود ندارد مگر تلاش و مبارزه مدبرانه بر اساس شناخت و آگاهی از آرمان و خواسته های بر حق استاد شهید مزاری.

 مزاری شهید را خدای بزرگ رحمتش کند و روحش را شاد و امیدواریم که در جوار شهدای بزرگ تاریخ  از نعمت بزرگ عنده ربّیهیم یرزیقون بهره مند باشد که انشالله هست.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند ۱۳۸۸ساعت 0:18  توسط محمد یوسفی  | 

 

آری افشار زخم ناسوری است که (تاهزاره زنده است آن را فراموش نمی کند)

مروری هرچند کوتاه به برنامه ی قربانیان جنگ از تلویزیون آریانا ی بیات

o   نمیدانم چطور این برنا مه را پخش کردند آیا عمدا پخش کردند تا با فرارسیدن22دلو سالروز فاجعه ی

افشار  یادی شود از قربانیان جنایت افشار!یا سهوا پخش کردند که فقط مصادف شده بود؟

تیتر آغاز برنامه این جمله بود (این برنامه زندگی مستند بازمانده گان وقربانیان جنگ در افغانستان است)

مجری ازاو نام ونشانش را جویا گشت .نامش حبیب است وزخم خورده ی افشار پدرسه فرزند است ازاثر همان

زخم هاست که توانای امرار معاش را ندارد وتنها نان آور خانواده همسرش است که با رختشوی و نظافت خانه های  

مردم قوت لایموتی را فراهم  می کند  که بخشی از درآمد او خرج دوا ودکتر  شوهرش حبیب میشود

حبیب ازروز افشار می گوید که چگونه در انروز شوم مثل هزاران نفر مثل خودش غافل گیر می شود  از تقلا برای

زندگی گفت از مخفی شدن در خرابه ی  گفت که با تمام خواده اش در انجا مخفی شده بودند از اسارت می گفت که از

فشار گرسنگی برادر بزرگتر حبیب را می فرستند تا تکه نانی بیابد که در راه بدست سربازان شورای نظار می افتد

به او گفته بودند که ما دنبال شما در آسمان ها می گردیم وترا در زمین پیدا کردیم واو را سخت شکنجه میدهند تا به

اصطلاح مغور بیاید  واین چنین می شود که حبیب وخانواده اش نیز اسیر شورای نظار میشوند

از روز های اسارت گفت از شکنجه های طاقت فرسا از آهن داغ گفت واز برق ژنراتور که این یکی را خیلی درد

آور توصیف کرد تعریف کرد که می خواستند آنها را هم مثل صد ها تن دیگر بعد از شکنجه به هلو کاست مسعود

وسیاف ببرند تاآنها هم به شمار قربانیان بیشمار افشار بپیوندد این یکی را خود او هم نمی دانست که از روی شانس بود

یا از تقدیر که او زنده بماند وبرایمان از رنجها ومصیبتهایش بگوید درزندان بودند که روزی یکی از قومندانان که برای

سر کشی آمده بوده با برادرحبیب آشنا در میاد دوست دوران مدرسه وهمکلاسی می گوید تو اینجا چه کار میکنی که در

جوابش می گویند از دست قوم های شما که او ترتیب رهای از قصاب خانه شورای نظار را میدهد

او زنده می ماند در حالی که فقط نیمه مرده است قسمتی از زخم هایش را نشان داد که خیلی مرا متاثر ساخت

واین سؤال را در وجودم بر انگیخت که چرا ما در مقابل فاجعه افشار سکوت کردیم چرا فیلم های مستند نمی سازیم

از باز ماندگان افشار یادی نمی کنیم  وحتی یک مراسم با شکوه تر برای قربانیان بزرگترین فاجعه ی تاریخ افغانستان

برگزار نمی کنیم

در حالی که قطرات اشک را بر گونه هایم حس می کنم یاد این جمله ی شریعتی میافتم که (آنان که با جامه های سرخ رفتند کار

حسینی کردند و ما باز ماندگان طریق سرخ شهادت با ید کار زینبی بکنیم و گر نه همه ی مان یزیدی می شویم)

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند ۱۳۸۸ساعت 0:9  توسط محمد یوسفی  |