|
قتل عام در مزار شریف تقريباً بلافاصله بعد از اينكه طالبان كنترل شهر را گرفتند، والي جديد طالبان بنام ملا منان نيازي خطبه هايي را در تمام مساجد شهر ايراد كرده و تهديد به خشونت عليه هزاره ها به انتقام كشتار زندانيان طالب در سال 1997 نموده و به آنها اخطار داده كه بايد به مذهب سني حنفي روي آورده و يا شهر را ترك كرده و يا با پيامدهاي آن مواجه شوند و هر كسي كه از هزاره ها حمايت كند را تهديد به مجازات كرد. طبق گزارش در يك سخنراني ديگر وي بيان داشت: "هزاره ها مسلمان نيستند. آنها كافر هستند. هزاره ها نيروهاي ما را اينجا كشتند و اكنون ما بايد هزاره ها را بكشيم."
اشاره: پروژه ی عدالت افغانستان، گزارش نسبتا خوبی درباره ی جنایات انجام شده در افغانستان در سال 2005 منتشر کرد. گرچه در اين گزارش هيچ اشاره ای به جنایات حاد علیه بشریت در زمان شاهان ديکتاتور افغانستان نشده است، اما با اين وجود، جزو معدود گزارش هایی ست که می توان به آن استناد کرد. اين گزارش متاسفانه تاکنون در سطح وسیع در اختيار شهروندان افغانستان قرار نگرفته است. کابل پرس قسمت های مختلف اين گزارش را برای یادآوری جنایات انجام شده در افغانستان به مرور نشر می کند. 7.2 قتل عام در مزار شريف در 8 آگست 1998، نيروهاي طالبان وارد شهر مزار شريف شدند. در هفته بعدي، نظاميان طالب دست كم 2000 نفر را كشتند كه بيشتر آنها غير نظامي بودند. گزارش ذيل از راپور ديده بان حقوق بشر اخذ شده است. گزارش بنام قتل عام در مزارشريف بر پايه تحقيقات ديده بان حقوق بشر در اكتبر 1998 مي باشد. قبل از حمله به مزار، طبق گزارش پشتون هاي بلخ وابسته به حزب اسلامي تغيير موضع داده و به طالبان اجازه ورود به شهر را دادند. با داشتن تجربه سال گذشته همراه ملك (به فصل گذشته مراجعه كنيد)، طالبان وارد مزار نشدند تا اينكه نيروهاي حزب اسلامي خطوط اول جبهه قرار گاه وحدت را احاطه كردند كه اصولاً تشكيل شده بود از جنگجويان باميان در قلعه زيني تخت پل كه يك منطقه وسيع محصور شده در شمال شرق مزار در جاده شهر بلخ بود. نيروهاي حزب اسلامي به تعداد 1500 تا 3000 جنگجوي وحدت را به دام انداخته كه بعداً با پيشروي طالبان به محاصره افتاده و نتوانستند بگريزند. بيشتر مبارزان وحدت در قلعه زيني درهمان محل كشته شدند. حدود 700 تن توانستند از كمين فرار كرده و به سمت حيرتان حركت كنند اما چون پياده بودند، بيشترشان توسط نيروهاي طالب كه در بيابان با موترهاي پيكاب عبور مي كردند، كشته شدند. غير ممكن است كه تعداد كشته شده ها در جنگ و تعداد دستگير شده هايي كه بعداً توسط نيروهاي طالب به قتل رسيده، گفته شود. طبق گفته يك شاهد، نيروهاي طالبان به دامنه هاي غربي مزار شريف در ساعت 9:30 صبح به تاريخ 8 آگست وارد شدند. باشندگان گزارش داده اند كه از اوايل صبح از سمت غرب صداي فير را مي شنيده اند. تعدادي بيان داشتند كه آنها تصور مي كردند كه جنگ بين احزاب مختلف جبهه متحد در گرفته و نمي دانستند كه طالبان به شهر رسيده اند تا اينكه آنها مشخصاتش كه عبارت بود از لنگي هاي سياه و بيرق هاي سفيد را ديدند. همچنين شاهدان گزارش داده اند كه در تاريخ 5 يا 6 آگست دفاتر جمعيت توسط لشكريان خودشان غارت شد كه مشتاق بودند هر چيز باارزش را قبل از اينكه ديگران بگيرند، خود بردارند. تعدادي از خانواده هاي هزاره چندين روز قبل از حمله طالبان شروع به ترك شهر نمودند و طبق گزارش مبارزان وحدت 76 مرد پشتون از چهارك را توقيف كردند كه اين افراد با پيشروي نيروهاي طالبان آزاد شدند. چون طالبان با پشتون هاي بلخ كه نسبت به منطقه آگاهي داشتند همراه بودند، طالبان توانستند كه تاسيسات مهم را در محدوده شهر بسيار سريع شناسايي و تسخير كنند. يك قطعه كه طبق گزارش شامل اعضاي پاكستاني از يك سازمان سني راديكال بنام سپاه صحابه بودند، وارد كنسولگري ايران در مزار شده و هشت ديپلمات و افسر اطلاعاتي و يك ژورناليست را به قتل رساندند. نظاميان وحدت داخل مزار از يك مسير شهر را ترك كردند در حاليكه به طور وحشيانه به نيروهاي طالبان در حال پيشروي و هر چيز ديگر "براي اينكه از احزاب ديگر مي ترسيدند" در مزار فير كردند. نيروهاي طالبان آنان را تعقيب كرده و طبق گفته يك شاهد به هر چيزي كه حركت مي كرد، فير مي كردند. قوماندان وحدت، محمد محقق و ديگر رهبران بلند پايه با هليكوپتر منطقه را تخليه كرده بودند. طبق گزارش ديده بان حقوق بشر، در اولين ساعات به دست گرفتن كنترل شهر، نيروهاي طالبان شمار نامعلومي از غير نظاميان را در حملات نا مشخص به قتل رساندند. آنها به غير نظاميان و افراد مشكوك نظامي در مناطق مسكوني، خيابان هاي شهر و بازارها فير نمودند. شاهدان از آن به عنوان كشتار ديوانگي ياد كرده اند. گزارشات ذيل از گزارش ديده بان حقوق بشر اخذ گرديده است. يك شاهد زن كه از منطقه بازار در راه خانه اش بوده، ديده است كه در ميان كشته شدگان يك بچه كه در كراچي نان مي فروخته، يك زن كه در راه رفتن به يك اجتماع بوده و يك مرد كه گندم را آسياب مي كرد، بوده است. تعداد زيادي تاجران در بازار طبق گزارش كشته شده اند زمانيكه طالبان به سرك ها حركت كرده و بدون مقصد فير مي كردند. در برخي موارد، طالبان از ماشين داري كه بر روي جيپ ها بود، به طور مكرر در سرك ها فير مي كردند. يك شاهد كه از بام يك دوكان مشاهده كرده، صحنه هراس انگيز را در شهر چنين توصيف كرده است: "من از بام مي توانستم ببينم كه دود از سمت غرب مي آيد. از دوكانم خارج شدم و به ساحه مشتري ها رفتم كه از آنجا توانستم فرار مردم را از سمت غرب ببينم. هرج و مرج و آشفتگي در منطقه بود. مردم مي دويدند و توسط موترهايي كه سعي در ترك منطقه داشتند، برخورد مي كردند. دكان هاي بازار واژگون شده بود. من يك مرد را شنيدم كه مي گفت: که مرمي ها مثل ژاله میباریدند. من به خانه رفتم و از پنجره ها مي توانستم كه فريادها را بشنوم و بيرق هاي سفيد را بالاي موترها ببينم." يك زن از كشته شدن پسر سيزده ساله اش چنين شرح داده است: "پسرم در يك كارگاه قالين كار مي كرد و در روز اول نزديك روضه مبارك (حرم در مركز مزار) تيرباران شد. تعدادي از مردم آمدند و به من گفتند كه وي به شفاخانه برده شده است. آنها گفتند كه وي قبل از مرگش مي گفت: "ما از كابل به مزار آمديم تا زنده بمانيم و اكنون من مي ميرم. چه كسي سرپرستي خانواده را خواهد كرد؟" من حتي پسرم را نديدم. من نمي خواستم كه به خاطر وي منطقه را ترك كنم، اما ما مجبور به ترك منطقه بوديم." در روزهاي بعدي، نيروهاي طالبان يك تلاشي منظم و سيستماتيك براي يافتن مردها از قوم هزاره، تاجيك و ازبك در شهر انجام دادند. به ويژه هزاره ها مورد هدف بودند، بخشي به خاطر داشتن مذهب شيعه و بخشي به خاطر انتقام: چون مقاومت در برابر طالبان در مي 1997 در قسمتهاي هزاره نشين شهر شروع شده بود. در جريان تلاشي خانه به خانه، گزارش ها نشان مي دهد كه صدها مرد و كودك هزاره به قتل رسيده اند ظاهراً به خاطر مطمئن شدن از اينكه قادر نباشند تا در مقابل طالبان مقاومتي بكنند. يك شاهد به ديده بان حقوق بشر گفت: "در برخي قضيه ها، افراد مذكر دستگير شده از خانواده ها لت و كوب شده و يا در محل تيرباران مي شدند. گلوي بعضي ها بريده شد." در حاليكه بيشتر كشته شده ها هزاره بودند، شاهدان كشتار مردان تاجيك و ازبك را ديده اند يا مي دانند. يك مرد تاجيك كه در 10 آگست توقيف شده بود، اين گزارش را تهيه نموده است: "من در كارته بخدي زندگي مي كردم. در روز سوم طالبان سرك ها را محاصره كرده و همه خانه ها را به جستجوي هزاره تلاشي مي كردند. آنها مي پرسيدند: خانه هاي هزاره كجاست؟ فقط يك خانه هزاره نزديك ما بود. چهار مرد جوان هزاره در خانه بودند به شمول يك رفيق كه براي ديد و بازديد آمده بود و يك مرد جوان كه در خانه كار مي كرد. تاجيك ها، ازبك ها، هزاره ها (مردان بزرگسال) در مناطق همجوار نيز دستگير شده بودند. ما همگي به موترهاي باربري انداخته شديم، اما دستان چهار مرد هزاره خيلي محكم بسته شده و به جاي ديگري برده شدند. دو بچه هزاره ديگر در موتر ما بودند. وقتي كه نزديك ساحه بازار رسيديم، موتر متوقف شده و دو بچه هزاره پايين آورده شده و به آنها گفته شد كه به چهار راهي پشت ساحه بازار بروند. يك عسكر طالب آنها را تيله كرده و بعد هردو را به سرهايشان فير كرد. بعداً به من گفته شد كه چهار هزاره ديگر به تكيه خانه مهديه برده شده و در آنجا به قتل رسيدند. همه آنها كارگر بودند و نظامي و جنگجو نبودند. آنها همگي بين 19 تا 20 سال داشتند. يك دانشجوي طب گواهي داد كه طالبان شفاخانه را نيز براي پيدا كردن هزاره ها تلاشي كردند. "من دو بچه هزاره را ديدم، يكي در حدود سيزده سال و يكي حدود بيست ساله كه يكي از آنها دستش شكسته بود. طالبان خواستند كه آنها را بيرون ببرند، اما رئيس (شفاخانه) دخالت كرد. اما آنها روز بعد برگشته و بچه ها را بردند." تقريباً بلافاصله بعد از اينكه طالبان كنترل شهر را گرفتند، والي جديد طالبان بنام ملا منان نيازي خطبه هايي را در تمام مساجد شهر ايراد كرده و تهديد به خشونت عليه هزاره ها به انتقام كشتار زندانيان طالب در سال 1997 نموده و به آنها اخطار داده كه بايد به مذهب سني حنفي روي آورده و يا شهر را ترك كرده و يا با پيامدهاي آن مواجه شوند و هر كسي كه از هزاره ها حمايت كند را تهديد به مجازات كرد. طبق گزارش در يك سخنراني ديگر وي بيان داشت: "هزاره ها مسلمان نيستند. آنها كافر هستند. هزاره ها نيروهاي ما را اينجا كشتند و اكنون ما بايد هزاره ها را بكشيم." طوريكه ديده بان حقوق بشر ذكر كرده، "اين خطابه ها توسط بيشتر مقامات بلندرتبه طالبان در مزار در آن زمان بيان شده و به طور واضح اشاره دارد به اينكه كشتار و ديگر حملات بالاي هزاره ها اعمال نيروهاي طالب برگشته نبوده بلكه تصويب و تاييد مسوولين طالبان را داشته است. هزاران مرد از اقوام مختلف اولاً در زندان پرازدحام شهر توقيف شده و بعداً به ديگر شهرها به شمول شيبرغان، هرات و قندهار انتقال يافته است. طبق گزارش بيشتر زندانيان در كانتينرهاي موترهاي باربري بزرگ انتقال يافته اند كه گنجايش 100 تا 150 نفر در شرايط بد انساني را داشته كه زندگيشان به مخاطره جدي قرار داشت. در دو نمونه مشهور، وقتي كه موتر به شيبرغان رسيد كه حدود 130 كيلومتر در غرب مزار قرار دارد،تقريباً تمام مردان داخل كانتينر فلزي از شدت گرماي زياد و خفگي مرده بودند. به مانند قضيه زندانيان طالب دستگير شده در سال 1997 – و طبق گفته ملا نيازي به انتقام آن كشتار- ازدحام كردن عمدي اين افراد در موتر اشاره به غفلت محض ندارد بلكه تمايل آنها به شكنجه و كشتن توقيف شدگان را نشان مي دهد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۸۹ساعت 22:55  توسط محمد یوسفی
|
|