امروز22حوت سالگرد عروج خونین بابه ویارانش است.

ومن در حالی که به سرود هزارگی که برای سالگرد بابه اجراشده بود گوش می دهم می خواهم امروز از حقیقتی بنویسم که بایدهمه به آن اعتراف کنیم:

 در مقابل روح ملکوتی وبلند بابه شرم سارم که خودم را پیرو خط او می دانم اما در کارنامه ام هیچ نوشته ای نیست شرم سارم از این کار نامه ام خالیست سفید سفید!

وشرمسار تر از آن در مقابل ملت هزاره ام که منفعلانه در کنج نشسته ام وبرای جنبش عدالت خواهی بابه وپیروان بابه هیچ کار خرد وبزرگ در کار نامه ام ثبت نیست ونتوانسته ام دین خود را به(بابه)و(ملت بابه) اداء کنم!

یاد این دوبیتی افتاده ام:

ایکاش سالهای درد می ماند

کبوتر باخزان سرد می ماند

بجای این همه آدم نما ها

یکی می ماند اما مرد می ماند

همیشه دعایم این بوده که (خداوند روح بلند وملکوتی بابه را از همه ما خوشنود بگرداند) اما حالا شرم دارم برای خودم از این دعا استفاده کنم

(بابه که بود بابه چه کرد وچرا رفت) را همه میدانیم

اکنون باید از خود بپرسیم(ما چه کرده ایم)چه انجام داده ایم که فرداها به آن افتخار کنیم

چه کرده ایم

چه کرده ایم

وچه کرده ایم !

سالروز عروج خونین با به و شش کبوتر سبکبال همراه بابه بر همه عدالت خواهان جهان تسلیت باد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۸۹ساعت 9:13  توسط محمد یوسفی  |